نجات ایران تنها با دو شعار!
ژوئن 22, 2009
چند روز پیش نوشتم که جامزهر برای آقای خامنهای آماده است. ولی ایشان از خوردن آن به صورت داوطلبانه سر باز زدند. آن موقع هنوز ملت را تحدید نکرده بودند. الآن خودشان همه مقدمات لازم را فراهم کردند.
این روزها صحبت از تشکیل شورای رهبریست. البته میتوان حدس زد که آقای خامنهای قبل از انجام کودتا به این امر نیز توجه کرده و اعضای مجلس خبرگان را به نوعی (با پول یا قدرت) با خود همسو کردهباشد، ولی ما این توافق بین خامنهای و اعضای مجلس خبرگان را به راحتی میتوانیم به هم بزنیم! پیشنهاد من این است:
اگر ما بتوانیم با نوشتن شعارهای «مرگ بر خامنهای» و «مرگ بر مصباح یزدی» در معابر عمومی عزت این دو شخص را در جامعه به
صفر برسانیم، عزل ولی فقیه حتمی است. دلیلش این است که هیچکس از آدمی که عظمت و ابهتش را در جامعه از دست داده، طرفداری نخواهد کرد. نمیشود به منافعی که از طرف این اشخاص قرار است نازل شود، دل بست و در این حالت است که طرفداری از خامنهای ریزش خواهد کرد.
دلایل زیادی برای عزل خامنهای وجود دارد. من فقط چندتایی را میشمارم:
- طرفداری از کسی که به دروغگویی در جامعه مشهور است
- انداختن برگه رایی که از جیبش درآورد و معلوم نیست چهچیزی در این برگ نوشته شده بود. شاید حکم حکومتی بوده که رای او معادل ١٠ ملیون آدم معمولی حساب میشود. اصلا به چه اجازهای برگ رای از حوزه خارج شده بود؟
- اعلام احمدینژاد به عنوان رییسجمهور، قبل از تائید شورای نگهبان. مثل اینکه خیلی عجله داشتن!
یکی دیگر از ناثیرات افت ارزش خامنهای درجامعه، زبان باز کردن خیلی از نمایندگان مجلس خواهد بود که الآن فقط شعار «مرگ بر ضد ولایت فقیه» سر میدهند. اینهاطرفدار قدرتند و اگر ببینند که ورق احتمالا دارد برمیگردد، ١٨٠ درجه چرخش خواهند داشت و چهبسا از روشنفکرها هم جلوتر بزنند!
مهمترین نکته در این میان اندازه بازتاب این شعارهاست. اگر این به اندازهای بود که دیگر همه جا از آن صحبت شود، بقیه جریان خود به خود جلو خواهد رفت.
جالب اینجاست که حتی شورای رهبری آخر خط نیست. الآن این تجربه کسب شده که هر نهاد قدرتمندی بدون التزام به پاسخگویی در نهایت بوجودآورنده خودکامگیست. فقط حیف که ٣٠ سال لازم بود تا این چیز ساده را بفهمیم!
موافقم، دیگه وقتش رسیده!