mamut

بسم الله الرحمن الرحیم

با توجه به شواهدی که وجود ٣ میلیوه رای اضافی (به فرض شرکت صددرصدی واجدین شرایط در ٥٠ شهر) در صندوق​های رای را نشان می دهند، تحقیقاتی به عمل آمد تا مشخص شود که این رای​های در واقع باطل برای چه کسانی بوده​ است. شورای نگهبان مفتخر است به اطلاع امت شریف و همیشه در صحنه ایران برساند که با تلاش​های خستگی​ناپذیر خدمت​گزاران این مرز و بوم و با بهره​مندی از عنایات ره​گشای مقام معظم رهبری این خواسته ما نیز با موفقیت به نتیجه رسید. لذا نتایج انتخابات حماسی ریاست جمهوری به صورت زیر اصلاح میگردد:
کاندیدا                     قبلا             تصحیح شده   
———————————————————
محموداحمدی نژاد     ٢٤٥٢٧٥١٦    ٢٤٥٢٧٥١٦             
محسن رضایی        ٦٧٨٢٤٠        ٦٧٨٢٤٠
میر حسین موسوی   ١٣٢١٦٤١١    ١٠٧١٦٤١١     
مهدی کروبی           ٣٣٣٦٣٥         ١٦٦٦٣٥ -     

لازم به توضیح است که به خاطر این رای​های اضافی از عددهای مربوط به آقایان موسوی و کروبی به ترتیب ٢٥٠٠٠٠٠ و ٥٠٠٠٠٠ کاسته شد.

والسلام علي من اتبع الهدي

پیام صلح به دنیا

ژوئن 22, 2009

این جنبش سبز نباید بایستد. از این جهت فکر می​کنم که ما باید  متوجه انرژی افراد هم باشیم. پیشنهاد من این است که از یک طرف تعداد راه​پیمائیها را کم کنیم و به روزهای تعطیل بیاندازیم تا همه به​راحتی بتوانند در آن شرکت کنند. از طرف دیگر باید به حرکتهای سمبلیک هم بیشتر روی آورد. تصور کنید تمام شهرهای ایران  شبها با چراغ​هایشان پیام آزادی و صلح به فضا بفرستند. بعد تصور کنید که این جریان از طریق ماهواره​ها ثبت شده و به آگاهی جهان برسد. چه بسا که خیلی​ها در دنیا به ما بپیوندند.

 و اما نحوه انجام:

هر شب
- ساعت ١٠ همه چراغ​ها را روشن می​کنیم
- ساعت ١٠ و ٥ دقیقه همه چراغ​ها را خاموش می​کنیم
- ساعت ١٠ و ١٠ دقیقه همه چراغ​ها را روشن می​کنیم
- ساعت ١٠ و ١٥ دقیقه همه چراغ​ها را خاموش می​کنیم
- ساعت ١٠ و ٢٠ دقیقه همه چراغ​ها را روشن می​کنیم
- ساعت ١٠ و ٢٥ دقیقه همه چراغ​ها را خاموش می​کنیم
- ساعت ١٠ و ٣٠ حالت عادی

چند روز پیش نوشتم که جام​زهر برای آقای خامنه​ای آماده است. ولی ایشان از خوردن آن به صورت داوطلبانه سر باز زدند. آن موقع هنوز ملت را تحدید نکرده بودند. الآن خودشان همه مقدمات لازم را فراهم کردند.

این روزها صحبت از تشکیل شورای رهبریست. البته می​توان حدس زد که آقای خامنه​ای قبل از انجام کودتا به این امر نیز توجه کرده و اعضای مجلس خبرگان را به نوعی (با پول یا قدرت) با خود همسو کرده​باشد، ولی ما این توافق بین خامنه​ای و اعضای مجلس خبرگان را به راحتی می​توانیم به هم بزنیم! پیشنهاد من این است:

اگر ما بتوانیم با نوشتن شعارهای «مرگ بر خامنه​ای» و «مرگ بر مصباح یزدی» در معابر عمومی عزت این دو شخص را در جامعه به 
صفر برسانیم، عزل ولی فقیه حتمی است. دلیلش این است که هیچکس از آدمی که عظمت و ابهتش را در جامعه از دست داده، طرفداری نخواهد کرد. نمی​شود به منافعی که از طرف این اشخاص قرار است نازل شود، دل بست و در این حالت است که طرفداری از خامنه​ای ریزش خواهد کرد.

دلایل زیادی برای عزل خامنه​ای وجود دارد. من فقط چندتایی را می​شمارم:

- طرفداری از کسی که به دروغگویی در جامعه مشهور است
- انداختن برگه رایی که از جیبش درآورد و معلوم نیست چه​چیزی در این برگ نوشته شده بود. شاید حکم حکومتی بوده که رای او معادل ١٠ ملیون آدم معمولی حساب می​شود. اصلا به چه اجازه​ای برگ رای از حوزه خارج شده بود؟
- اعلام احمدی​نژاد به عنوان رییس​جمهور، قبل از تائید شورای نگهبان. مثل اینکه خیلی عجله داشتن!
یکی دیگر از ناثیرات افت ارزش خامنه​ای درجامعه، زبان ​باز کردن خیلی از نمایندگان مجلس خواهد بود که الآن فقط شعار «مرگ بر ضد ولایت فقیه» سر می​دهند. این​هاطرفدار قدرتند و اگر ببینند که ورق احتمالا دارد برمی​گردد، ١٨٠ درجه چرخش خواهند داشت و چه​بسا از روشنفکرها هم جلوتر بزنند!

مهمترین نکته در این میان اندازه بازتاب این شعارهاست. اگر این به اندازه​ای بود که دیگر همه جا از آن صحبت شود، بقیه جریان خود به خود جلو خواهد رفت.

جالب اینجاست که حتی شورای رهبری آخر خط نیست. الآن این تجربه کسب شده که هر نهاد قدرتمندی بدون التزام به پاسخگویی در نهایت بوجودآورنده خودکامگیست. فقط حیف که ٣٠ سال لازم بود تا این چیز ساده را بفهمیم!

خیلی تند نروید!

ژوئن 16, 2009

جناب آقای شریعتمداری در مقاله​هایتان جایی هم برای آینده بگذارید. همه راه​های پشت​سرتان را خراب نکنید. فردایی که انتخابات تکرار شد، باید یک جوری این نوشته​ها را توجیح کنید.
درسته که برای شماها اشاره به یک فرمایش حکومتی برای تغییر رفتار ١٨٠ درجه​ای در مقابل افراد توجیح خوانده می​شود ولی توجه داشته​باشید که مسئله دیگر دروغ​گویی​های احمدی​نژاد نیست. در آینده باید به نقش رهبری این کودتا هم بپردازید. احمدی​نژاد را می​توان بعد از انجام وظیفه​اش زمین انداخت. آقا را چکار می​کنید؟

جناب آقای محصولی، کارشناس ارشد وزارت کشور، شما با حرف «ج» مشکل دارید. من که خودم افتخار ترک بودن را دارم، بطور کامل در جریان این مشکلات برای ما در تلفظ بعضی از کلمات هستم.
من فقط سخت در عجبم شما که آزادی مطلق در اعلام یک سری ارقام را داشتید، چرا عددهایی را انتخاب نکردید که این ارقام شما، اگر از اشکالات قانونی، اخلاقی و دینی آنها بگذریم، حداقل دیکر اشکال تلفظی نداشته باشند!

صدای ملت را نشنیدی. برایت راه چاره را که گفته​بودم ولی نخواستی بفهمی. الآن اگر حرفهای قبلی مرا بخوانی، شاید این دفعه بهتر بفهمی!

خودت را ذلیل کردی و کار را به اینجا رساندی که حجازی بیاید و بگوید: « آقا، کودتا موفق نبود » تو این ملت را  دست​کم گرفتی و شعورشان را زیر سوال بردی. فشارها جمع شده بود و تو عوض اینکه فکر چاره باشی، فشار را هی بالا بردی و بالاخره اشتباه بزرگ را مرتکب شدی.

تا حالا برای اثبات جنایت​هایت دسترسی به مدارک سری لازم بود و بازتاب آن هم در سطح همان تعداد اندک میماند. الآن کار ملت را راحت نموده و تقلبی کردی که یک بچه ١٠ ساله هم آن را بفهمد. آخه کدوم آدمی میاد به شخصی که دو روز قبلش با شعارهای « دروغگو » از دانشگاه بیرون رانده میشه، رای ٢٤ میلیونی درست میکنه؟ مشاورانتم که ماشاالله همه مثل محمودت سرتاپا کارشناس ارشدن!

از بابت مجلس خبرگان هم بدشانسی آوردی که همه​شون « بله قربان » گو هستند و الا نمی​گذاشتند کار به اینجا برسد. حالا دیگر دیر شده و فقط اجرای پرده آخر نمایش باقیست.

جام زهر آماده است،عجله کن که جوان​های کشور دارن زیر دست چماق​دارانت پرپر میشن. فقط قبلش وضو یادت نرود.

تقدیم به شکنجه​گرهای وضودارت
وجدانت

 

 

به نام ملت

انتخابات این روزها پنجره کوچکی باز کرده که ملت بتوانند حرفهای دلشان را بزنند. چیزهایی که در این ٣٠ سال و به خصوص در ٤ سال گذشته بر سینه​ها سنگینی می​کرد، دارند بیرون ریخته میشوند. هر کسی لب به سخن می​گشاید، چه خودی و چه غیرخودی کارهای احمدی​نژاد را به چالش می​کشد. از زمین و آسمان انتقاد است که بر سر این مردک می​بارد. آیا درک آن را داری که بفهمی این همه انتقادات برای توست؟ تو که اسم این شخص را از صندوق درآوردی. تو که از هر بهانه​ای برای حمایت کردنش استفاده می​کنی و به همه توصیه می​کنی باز هم او را انتخاب کنند.

کالبدم
من خیلی از درون با تو سخن گفتم، صدایم را به تو رساندم، از وجودم به تو خبر دادم. ولی افسوس که مستی قدرت چشمانت را بسته و گوشهایت را برای شنیدن حقیقت ناشنوا کرده​است. گفتم شاید صدایم از این طریق به گوشت برسد.
تو دوست داری خبرهای ساختگی از اوج قدرت نظام را بشنوی و وضعیت کشور و ملت اهمیتی برایت ندارد. از نظام یک چیز مقدسی ساخته​ای که خود قرآن را هم اگر لازم باشد، زیر سوال میبرد.
زمانی تو برای آزادی مبارزه می​کردی و برایش سختی​ها کشیدی و زندان​ها رفتی. ولی الآن رهبری یک نظام سملطه​گر و زورگو را به عهده داری.  
 از خودت پرسیدی چرا اینطوری شد؟ چرا ملت تو را دوست ندارد؟ این نظام یک پیشنهاد فکری بود برای رسیدن به آرمانهای این ملت مظلوم. به دست آوردن قدرت هم وسیله​ای بود در این راه. ولی الآن قدرت آنقدر افکارت را تغییر داده که دیگر خود نظام تبدیل به هدف شده. یادت رفته که نظام برای ملت بود و نه ملت برای نظام. ملت برای آزادی قیام کردند که در کشورشان با آرامش خاطر و در رفاه زندگی کنند. نمی​خواستند که وضعشان را از آنچه که بود، بدتر کنند. حالا به هرنحوی شدی ولی فقیه. به خودت نگاهی بنداز، خداییش نه رفتارت به ولی می​خورد و نه افکارت به فقیه! چند تا پیرمرد با افکار عصر حجری را در یک شورایی جمع کردی که برای ملت تصمیم می​گیرند. تحمل ملت هم اندازه​ای دارد. اگرخشم ملت لبریز شود، دیگر سوال نمی​کند کدام روحانی خوب است و کدام بد. دیگر فرقی بین اسلام خوب و بد قائل نمی​شود. با اسلام می​جنگد چرا که با گوشت و پوستش لمس کرده چه بلایی نظام به نام اسلام بر سرش میآورد.

وجودم
زمانی تو خودکامگی را نمی​توانستی بپذیری و به خاطرش زندان رفتن را به جان می​خریدی. ولی الآن این مبارزه را از دیگران قبول نداری، چون فکر می​کنی حقیقت فقط تویی و بس. تمام دنیا می​گوید این احمدی​نژاد دروغگوست، کینه و نفرت را ترویج می​کند، ایران را ویران کرده​است. آن وقت تو می​گویی او انتخاب من است. بگذریم که بعضی​وقتها عشوه می​آیی که تو فقط یک رای داری. ولی مشکل همین است که این یک رای تو که توسط نماینده‌هایت اینجا و آنجا به حکم شرعی تبدیل می​شود، دیگر یک رای نیست.
زمانی آبرو داشتن از اهمیت ویژه​ای در جامعه برخوردار بود. چهار سال است که این احمدی​نژاد به ملت دروغ مي​گوید. تنها استعداد احمدی​نژاد که به آن باید اعتراف کرد، این است که وی موقع دروغ​گفتن حتی سرخ هم نمی​شود. تو باید کاری کنی که او به بهانه​ای انصراف دهد چرا که انتخاب او به ضرر توست. ساده​زیستی اینجا ملاک نیست. اگر برای خودش می​خورد، فوقش چند صد میلیونی می​شد ولی الآن ٢٧٠ میلیارد دلار را به باد داده. این​ها صدای دشمن​های خیالی تو نیست. این جمله از خودی​هاست که او کشور را به لبه پرتگاه می​برد. باعث عقب​ماندگی ایران امریکا و اسراییل نیستند. این عدم نیاز به پاسخ​گویی نظام در مقابل ملت است که رانت​خواری را راه انداخته و دست کاردانان را از سیاست بریده است. در ایران توانایی و استعداد ملاک نیست بلکه این نسبت فامیلی است که برای بدست آوردن شغل​های انحصاری به کار می​آید. پیشرفت یک کشور به تعداد سانتریفوژها نیست بلکه به سطح سلامتی اخلاق در جامعه است. وقتی نظام این​گونه در فساد مالی و اخلاقی غوطه​ور است (رجوع شود به وعده​های افشاگری احمدی​نژاد) چه انتظاری می​توان از افراد معمولی داشت؟
آیا برایت مهم نیست که آیندگان با چه کلماتی از دوران خاندان خامنه​ای یاد کنند؟ آیا دوست نمی​داشتی که ملت با احترام و عزت از تو یاد می​کرد؟ با این وضعی که الآن هست، روز مرگت را ملت ایران در خانه​هایشان جشن خواهند گرفت. بیا کاری کن که در زمان زندگیت سبب جشن و شادی بشوی. بیا این آخر عمری لطفی در حق این ملت مظلوم بکن. این ملت تشنه آزادی است. غرور این ملت را نشکن، مایوسشان نکن. تو این قدرت را داری. تو می​توانی از ایران بهشتی بسازی که برای کشورهای دیگر الگویی باشد. به جای ترویج خشونت، نفرت و کینه می​توانی ایران را از صلح و آسایش سرشار کنی. فقط کافیست که قدرت را بدون هرج و مرج به ملت بازگردانی. بیا و همت کن و بساط این پدیده نافرخنده ولایت فقیه را برچین. اینجا موضوع اصلا خوب یا بد، به حق یا ناحق بودن  
این مسئله نیست. مسئله فقط این است: در طی این ٣٠ سال ما شاهد کارکرد این تئوری بوده​ایم و این هم وضع کشور است. ما هر سال از آرمان​هایمان بیشتر فاصله گرفته​ایم. هر شخصی ولی فقیه شود به خاطر عدم نیاز به پاسخگویی دیر یا زود به یک خودکامه تبدیل خواهد شد. بیا و از همین نیمه​ انتخابات شروع کن و به رای ملت ارزش قائل شو. از قدرتت استفاده کن و نگذار باز با تقلب نام دیگری از صندوق بیرون بیاید. باور کن ملت خودش راه درست را بهتر از هر شخص و شورایی تشخیص میدهد. بیا و مجمع تشخیص مصلحت نظام را منحل کن و به جایش مجمع مصلحت کشور را ایجاد کن.
در خاتمه نصیحت می​کنم جلوی نقشه​ای را که قرار است ١٩ خرداد انتخابات را تحت تاثیر قرار دهد، بگیری. به فرض اینکه این عمل موفقیت​آمیز باشد و احمدی​نژاد را دوباره رئیس جمهور کند، نتیجه​اش این خواهد بود که نفرت ملت از رهبری بیشتر خواهد شد. تو باید پیش​قدم شده و بیش از هر کس دیگری جلو انتخاب این مردک را بگیری.

با احترام
وجدانت

 

 

 

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.